مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

479

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

همچون صاحب ماهى مباش كه آواز داد با غمزدگى و اندوه » ( 68 : 48 ) و مىخوانند : « ماهى او را بلعيد و او ملامتگر خويش بود » ( 37 : 141 ) . آيا جنين در شكم مادرش نفس نمىزند و زنده نيست ؟ آيا كسى كه جنين را در شكم و در تاريكى رحمها ، نگاه مىدارد نمىتواند روانها را در پيكرهاى محبوسان ، آنجا كه هوايى بديشان نمىرسد ، نگاهدارى كند ؟ و خداوند مستعان است . داستان شعيا بن اموص پيامبر و پادشاهى كه دوست او بود گويند كه بنى اسرائيل پس از يونس مدتى به رستگارى گراييدند و راسترو شدند ، تا اينكه پادشاه دوست او مرد و مردم اختلاف كردند و با شعيا از در ستيز درآمدند و او را كشتند . بعضى گفته‌اند كه درختى شكافته شد و شعيا بدان شكاف گريخت و شكاف به هم آمد و شيطان لبهء جامهء او را گرفت و چون جويندگان در پى او آمدند گفت اينجاست و با جادوگرى به درون اين درخت رفته است . پس او را با ارّه قطع كردند و خداوند دشمن را بر ايشان چيره كرد و هم اوست كه خداوند او را در قرآن ياد كرده : « و چون موعد نخستين آن بيامد ، بندگانى داشتيم با صلابت سخت كه بر ايشان گماشتيم تا در ديار آنان كشتار كردند و اين وعده‌اى انجام شده بود » ( 17 : 5 ) و اين نخستين تباهيى است كه خداوند در سرنوشت بر بنى اسرائيل تعيين كرده و در كتاب آمده : « كه دو بار در اين سرزمين تباهى خواهيد كرد و سركشى مىكنيد سركشيى بزرگ » ( 17 : 4 ) . و در مورد آن كسى كه در اولين تباهى بر ايشان مسلط شد سخنان ديگرى نيز گفته‌اند . و خداى داناتر است و تمام آن در كتاب معانى ياد شده است . داستان ارمياى پيامبر وهب گويد اين همان كسى است كه خداوند داستان او را در قرآن ياد كرده : « يا به مانند آنكه بر دهكده‌اى گذر كرد ، كه با همه بناها كه در آن بود ، خالى بود و گفت : خدا چگونه مردم اين دهكده را زنده خواهد كرد ؟ پس خداوند او را صد سال ميراند آنگاه زنده كرد » ( 2 : 258 ) و بعضى گفته‌اند ، كه عزير بوده است و منظور از دهكده دير سابراباذ است و خداى بهتر داند .